خسته ام
خسته از نگاه های سرد و سخت
قیل و قال فکر های لال
قلب های آهنی
خسته از خودم که نیستم میانتان
از سکوت چشم های بی خیالتان
از تمام خاطرات و خوابها
برگ برگ این کتابها
از خودم که در خودم تنیده ام
از تمام بودن و نبودنم
خسته ام ،
بریده ام !
سخت نیست ،
باید از خودم جدا شوم!
رقم خورده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 توسط مریم زندی
|

